اولین مسافرت اقا ایلیا
عزیزم این اولین مسافرتت است و من و تو بابا وحید با خاله معصومه و مامانی و بابایی رفتیم شمال تو راه همش خواب بودی خیلی خوش گذشت از جاده هراز رفتیم و من از اون درههای عمیق میترسیدم و مدام همه رو می خندوندم وای وقتی رفتیم کنار دریا انتقدر کیف کردیم و کلی بازی کردیم چادر زده بودیم هوا دم داشت و تو همش گرمت میشد و وقتی هم که شب شد وای نگو که عزیزم طاقت نداشتی و ما مجبور شدیم یه پلاژ بگیریم و چند روزی موندیم خیلی خوش گذشت جنگل رفتیم و دریا ......









مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مسافرت اقا ایلیا
